أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
134
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) از آن ننگ نداريم . آنچه از رنج و مشقّت و محنت و گرسنگى و بليّت گفتى و ما را بدان ملامت كردى ، زيادت از آن بودهايم . محنتها و سختيها كشيده و قحطها و بليّتها ديدهايم . عادت و سيرت ما چنين بود قمار مىباختيم و بتپرستى مىكرديم ، رحم مىبريديم ، فرزندانمان را از بيم درويشى به دست خود مىكشتيم ، و چوب و سنگ تراشيده معبود مىخوانديم و سجده مىآورديم . در اثناى اين ضلالت و غوايت [ 93 ] خداى تعالى بر ما منّت نهاد و رسولى مبارك و كتابى مقدّس به ما فرستاد تا راه حقّ بياموزد . ما را به خدايى دلالت كرد كه قادر ، بى زن و فرزند ، بىنظير و بىمانند ، بىشريك و بىانباز است . از پرستيدن غير او بيزارى جستيم و به عبادت حىّ لا يموت وحده لا شريك له رو آورديم و ما را فرموده كه با آن كس كه بدين طريق و آيين [ درنيايد ] و خدا را زن و فرزند ، ثانى اثنين ، و ثالث ثلاثه گويد و با اين جماعت كه بر اين دين و مقالت باشد جنگ كنيم تا اينكه اقرار كنند به كلمهء لا إله إلّا اللّه وحده لا شريك له و أشهد أن محمّدا عبده و رسوله . اى ماهان ، اگر شما اين كلمه بگوييد و ايمان آريد و از شرك تبرّا جوييد ، خون و مال شما بر ما حرام و شما در دين برادران ما شويد و اگر همچنين بر كفر و شرك اصرار خواهيد نمود و به پيغمبر ما ايمان نياوريد ، گزيت قبول كنيد . أنتم صاغرون ، در ذمّت و امان ما آييد . پس ، ترك محاربت گوييم و اگر اين هم نپذيريد ، جنگ را ساخته بايد بود . با شما جنگ كنيم و يقين دانيم كه هر كس از ما در اين محاربت كشته شود شهيد و در بهشت جاويد خواهد بود و هر كس از شما كشته شود در دوزخ باشد . اكنون اى ماهان ، از اين سه كار هر كدام خواهى اختيار كن و بدان كه جماعتى كه به جنگ شما آمدهاند بر مرگ حريصتر از آنند كه شما بر زندگانى . حال آنچه گفتنى بود گفتم . باقى اختيار است . [ 49 الف ] حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنا وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ . . . ، إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ . [ 94 ] ماهان گفت : اى خالد ، قبول كردن دين شما هرگز نتواند بود . امكان ندارد كه روميان دين آبا و اجداد خويش بگذارند و دين شما قبول كنند . امّا حديث گزيت [ 95 ] ، چگونه بدان تن در توان
--> [ ( 93 ) ] ت . چ : « در اثناى . . . غوايت » حذف شده است . [ ( 94 ) ] س . ت : هر دو آيه را ندارند . [ ( 95 ) ] چ . ب : جزيه .